تلخیص کتاب: اسلام در روسیه

[ad_1]

اندیشکده روابط بین الملل: اسلام در نیمه سده هفتم، پس از چیرگی اعراب بر امپراتوری ساسانی به قفقاز رسید. در حقیقت ۵۰۰ سال قبل از اینکه روسیه در زمان ایوان مخوف قفقاز را به تصرف خود درآورد مسلمانان بر این سرزمین حاکم بودند.

مغول‌ها در سده سیزدهم بر روسیه کی‌یفی پیروز شدند حمله‌ای که شمار زیادی از روس‌ها آن را موجب فاصله میان روسیه و اروپا می‌دانند. روسیه در مواجهه با اسلام دو دیدگاه داشت:

– خود را به‌مثابه جبهه شرقی دفاع از مسیحیت در برابر اسلام می‌دید

– درباره اروپا و آسیا به‌ویژه در بین اتباع مسلمان خود در زمینه نقش تمدن‌سازی روسیه احساس تکلیف می‌‌کرد

از زمان چیره شدن بر قازان در سال ۱۵۵۲ تا به تخت نشستن کاترین کبیر ۱۷۶۲، سیاست اجبار بر مسلمانان و درهم شکستن تمدن اسلامی در درون مرزهای روسیه حاکم بود. شکنجه و آزار مسلمانان در دوران ایوان مخوف بنیان نهاده شد. اما زمامداری کاترین کبیر با رویه‌های آسان‌گیرانه‌ای در برابر مسلمانان روسیه همراه بود.

جانشینان کاترین ولی سیاست‌های روشنگرانه او را دنبال نکردند و در دهه ۱۸۶۰ حاکمیت روسیه در برابر مسلمانان سیاست همانندسازی را در پیش گرفت.

با آغاز سده بیستم  و انقلاب ۱۹۰۵ تحرک‌های سیاسی در میان مسلمانان روسیه نمایان شد. رویدادهای ۷-۱۹۰۵ تزار نیکلای دوم را وادار کرد که برنامه آزادسازی سیاسی میانه‌روانه‌ای را در پیش بگیرد.

شکست رژیم تزاری و به دست گرفتن قدرت توسط بلشویک‌ها موجب زیان‌های بیشتری به مسلمانان شد.

یکی از تحولات برجسته تاریخ نوین فعالیت‌های سیاسی مسلمانان در روسیه، مجموعه نشست‌هایی بود که در ۱۹۱۷ با نام احیای گردهمایی مسلمانان سراسر روسیه انجام شد.

بلشویک‌ها به مسلمانان روسیه فرصتی برای سازماندهی سیاسی دادند اما در عمل با مسلمانان خشن‌تر از آنچه لنین می‌خواست برخورد کردند.

سیاست‌های ضد اسلام که اجرای آن از سال ۱۹۲۴ آغاز شد سه بخش اصلی داشت:

۱- از بین بردن شالوده‌های فقهی و آموزشی اسلام

۲- نابودسازی تشکیلات مالی مستقل روحانیت

۳- تبلیغات ضد اسلام

رویه استالین در برابر دین به‌ویژه در برخورد با مسلمانان: مبارزه برای ریشه‌کن کردن و دوستی محدود بود.

در دوره رهبری خروشچف محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی تا حدودی کاهش یافت.

در دوره برژنف نبرد بر ضد دین کمتر خصومت‌آمیز بود.

روی کار آمدن گورباچف همزمان با دوره‌ای بود که به دلیل بیش از ۶ دهه مبارزه‌ شدید با رشد اسلام این دین از نظر نهادی، ساختاری و فکری سست شده بود.

گورباچف می‌خواست نبرد ضد دینی را ادامه دهد اما یک سال پس از اجرای پرسترویکا و گلاسنوست در سال ۱۹۸۸ سیاست شوروی در برابر دین و اسلام تغییر کرد. این تغییر با دو عامل همراه بود: ۱- شخصیت‌ها و گروه‌های دموکراتیک‌تری گورباچف را هدایت می‌کردند تا امکان موفقیت اصلاحات اقتصادی به‌وسیله دموکراتیک کردن سراسری نظام ازجمله در حوزه‌های دینی و معنوی فراهم آید. ۲- از سال ۱۹۸۶ شماری از روشنفکران و روحانیت-بیشتر مسیحیان ارتدوکس- دفاع از دین و انتقاد از سیاست‌های دینی اتحاد شوروی را آغاز کردند.

در این دوره عواملی چون:

۱- برطرف شدن محدودیت‌های مربوط به بیان احساسات دینی

۲- برطرف شدن موانع ارتباط مسلمان شوروی و سایر نقاط جهان

۳- رشد جریان‌ها و نهادها و افزایش نمایندگانی که از کشورهای مسلمان راهی شوروی می‌شدند به احیای اسلام کمک کرد.

[ad_2]

لینک منبع