بودن یا نبودن،مسئله ای برای هژمونیک ماندن قدرت ایالات متحده

[ad_1]


حسین اژدر

از زمان “توسیدید”(Thucydides) مهمترین اصل در روابط بین الملل این بوده است که قدرت به معنای پیروزی در جنگ است.

اندیشکده روابط بین الملل: بنابراین در جنگ بازیگر قدرتمند تر تقریبا باید همیشه پیروز شود .در واقع این توقع مبتنی بر پشتیبانی توازن است.
استدلال “اندرو مارک” در مورد چگونگی پیروزی کشور های ضعیف در جنگ های نامتقارن شامل سه عنصر مهم است :
۱-قدرت نسبی منافع نسبی را توجیه میکند
۲-منافع نسبی آسیب پذیری سیاسی نسبی را تبیین میکند
۳-آسیب پذیری نسبی علت شکست بازیگران قدرت مند را تبیین میکند.
بر اساس منطق این استدلال ،بازیگران قدرت مند منافع و علایق کمتری به پیروزی تمام عیار دارند چرا که موجودیت آنها در خطر نیست و بلعکس بازیگران ضعیف به دلیل در خطر بودن موجودیت خود علاقه ی بیشتری به پایان پیروز مندانه هر جنگ برای خود دارند.
در واقع برای دول ضعیف ،پیروزی به معنای حفظ حیات و موجودیت است که برای دول قدرت مند این حساسیت وجود نخواهد داشت.
“ماک” مفهوم آسیب پذیری سیاسی را به منظور بیان این احتمال مطرح میکند که مردم (در حکومت های دموکراتیک) یا نخبگان مخالف (در حکومت های مستبد) رهبران کشور را وادار خواهند کرد تا جنگ را بدونه دست یابی به اهداف از پیش تعیین شده و اولیه آن متوقف کنند.
در واقع منافع کم کشور قدرت مند به معنای آسیب پذیری مفصل و جدی برای وی است و منافع بیشتر و بزرگتر کشور ضعیف تر موجب آسیب پذیری کمتر منافع سیاسی کشور ضعیف تر است. (چرا کشورهای بزرک در جنگ های کوچک شکست میخورند؟؛ماک،ص۱۸۱ر.ک)
البته طی مثال ساده ای همچون جنگ ایالات متحده با ویتنام و با نگاه عمیق به این جنگ میتوان به صحت مطلب فوق الذکر پی برد ؛چرا که طی این جنگ فرسایشی کشور قدرتمند یعنی ایالات متحده با منافع پایین تر سیاسی بر حسب طی زمان ،نسبت به جنگجویا ن ویتنامی وارد جنگ شد و در نهایت ویتنامی های چون برای منافع عمیق تر و بزرگتری یعنی حفظ سرزمین و منابع خود میجنگیدند توانستند با فرسایشی کردن جنگ مردمان و نخبگان ایالات متحده را بر علیه دولت و دولت مردان مستقر بشورانند و نتیجه را با هزینه های بسیار بالا بر ضد منافع سیاسی ایالات متحده هدایت کرده و با اتکا به روشهای نامتقارن و نامتشابه چنین قدرت عظیمی را در عرصه جنگ به زانو در آورند.

عدم تشابه در قدرت هژمونیک ایالات متحده و توانایی های بین المللی
مزیت منافع سیاسی در خاورمیانه نوعی نبرد نامتقارن سیاسی و امنیتی میان تهران و واشنگتن را به جریان انداخته است که خود مانع از پیروزی منطقه ای آمریکا در خاورمیانه و به سرانجام نرسیدن مراحل نهایی استراتژی ایالات متحده تحت عنوان “خاور میانه نو” شده است.
باید توجه داشت که در روند پیگیری پرونده هسته ای ایران از جانب ایالات متحده وی نخواهد توانست تمامی اهداف و قابلیتهای استراتژیک خود را به ایران تحمیل نماید و در نهایت مطلوبیت نهایی مد نظرش را برای خود ایجاد نماید.
در تحلبلی راهبردی باید توجه داشت که؛ نظریه پردازان «رئالیسم ساختاری» بر این امر تأکید دارند که نظام تک قطبی در مقایسه با سایر نظام های بین المللی، بی ثبات تر است و همچنین باید توجه داشت که تک قطب همان تلاشی را که صرف حفظ هژمونی خود در بین دول بین الملل میکند ؛همان صرف انرژی باعث کاهش مزیت حفظ قدرت هژمونیک برای وی خواهد بود.
باید دانست که مقاومت کشورهای مختلف ،در برابر سیاست های یک جانبه ی هژمون دنیا و ساختار روابط بین الملل، شرایطی را بوجود می آورد که مزیت حفظ توان هژمونیک تمام عیار برای ایالات متحده منفی خواهد بود چرا که هزینه به فایده آن نخواهد ارزید.
درست همانطور که پیش بینی ها نشان میدهد، طی ۱۰ سال آینده چین گوی سبقت را از نظر توان اقتصادی از ایالات متحده خواهد ربود و این خود چالش عظیمی برای ایالات متحده در حفظ توان هژمونیک در عرصه ی بین الملل خواهد بود.
با ید توجه داشت در چنین شرایطی که توانایی های عظیم قدرت هژمونیک در مناطق مهم کره خاکی و نیز در عرصه های مهمی همچون اقتصاد به چالش کشیده میشود از سوی دیگر به عنوان یک عامل تحریک کننده،باعث میشود که مداخله گرایی از جانب وی گسترش یابد و در نهایت این وقایع؛ تمامی کشورها تلاش می کنند تا در برابر سیاست های مداخله جویانه هژمون، مقاومت کرده و چالش هایی را ایجاد کنند.
باید توجه داشت که چنین روندی، هم اکنون در سیاست بین الملل شکل گرفته و محورهای متعدد و در عین حال غیر متعهد به هم سعی در ایجاد اختلال در توان هژمون جهانی دارند.
اگر چه قدرت هژمون خود قدرتی نامتعارف و لایه لایه و متشکل از فرهنگی تا نظامیست ولی این گونه گون بودن قدرت و لایه لایه بودن آن حفظ ،کنترل و نگه داری هژمون را پر هزینه تر و سخت تر میکند.
باید توجه داشت نظم های منطقه ای دچار بی ثباتی عمیقی گردیده اند؛رقابت بین بازیگران مختلف به شدت افزایش یافته و هیچ گونه نشانه ای از موازنه قدرت به چشم نمی خورد ؛ جنگ های نیابتی، طرفداران قدرتمندی یافته اند و در نهایت تروریزم بین المللی و حتی دولتی از گذشته قدرتمند تر و مصرانه تر پی گیر اهداف خود در نظام بین الملل است که همین امور خود توانسته نظام بین الملل را پیچیده تر و ناهمگن تر کرده و نهایتا وقایع مذکور موجب به چالش کشیده شدن عمیق تر ثبات در نظام بین الملل گردیده است.
با ید توجه داشت در نظام دسته بندی قدرت برای روابط بین الملل ،بازیگران مختلف در برابر خطر هژمونی آمریکا ابراز نگرانی می کنند؛ اما همان گونه که دانشمندان عرصه روابط بین الملل بیان داشته اند، دولت ها به ویژه قدرت های بزرگ در شرایط تردید نسبت به «نقش و کارکرد مثبت ایالات متحده» در نظام بین الملل قرار گرفته اند.


بودن یا نبودن تروریسم توان آمریکا جنگ نامتقارن حسین اژدر روابط بین الملل قدرت آمریکا نظام بین الملل هژمونی آمریکا


درباره سیدعبد المجید زواری

مدیر اندیشکده روابط بین الملل، مدیر موسسه مطالعاتی احیا صنایع نرم ،
مدرس دانشگاه آزاد ، دانشجوی دکتری روابط بین الملل، روزنامه نگار و تحلیل گر مسایل بین الملل
اینستاگرام: https://www.instagram.com/majidzavari/
توییتر: @MajidZavari
تلگرام: Majid. Zavari



bigtheme


[ad_2]

لینک منبع